تبليغاتX
Stop The World I Do Not Walk

Stop The World I Do Not Walk


می بوسمت به قیمت تکرار بوسه ها

تا تر شدن به موج غزلوار بوسه ها

دیوانه ام!! به سمت تو فواره می شوم

اینجور نه! - برابر ده بار بوسه ها

حالم شبیه دفتر بی تابی ام شده

لب می زنم به هم پی اقرار بوسه ها

با این لبان فرضی آهنربایی ات

افتاده اند سوی تو هم شار بوسه ها!!

هی می کشد مرا به خودش سرخ تر لبت

بیهوده می زند سر انکار بوسه ها

هر دم تو را جلوی خودم بوس می کنم

آخر که پُر ترَک شده دیوار بوسه ها

حتی دقیقه ها به تو تحریک می شوند

ها! مکث می کنند - خریدار بوسه ها ...

+نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت15:5توسط اقای خاص | |

فردا شهادت یگانه دخت نبی اکرم (ص) حضرت زهرای مرضیه (س) به دست دو خلیفه لعنتی شیطان عمر و ابوبکر هست .

به اقا امام زمان (عج)و شیعیان جهان تسلیت عرض میکنم انشالله یه روزی برسه که حضرت مهدی (عج)به

دست خودشون انتقال سیلی حضرت رو بگیرن از دشمنان واقعی شیعه و اسلام راستین محمدی .

الهم عجل لولیک الفرج


مسلمین روی کلامم با شماست

نسل آینده پیامم با شماست

این سخن فرموده پیغمبر است

منکر آن هر که باشد کافر است

گفت زهرا خلق من خوی من است

روح مابین دو پهلوی من است

مکتب من زنده از این دختر است

نسل من پاینده از این دختر است

جاودان ماند از او آثار من

بلکه آزارش بود آزار من

ضبط کن ای چرخ فریاد مرا

بشنوید آیندگان داد مرا

ناسپاسان،دخت احمد را زدند

فاش می گویم محمد را زدند

آنچه بیداد خزان با یاس کرد

درد آنرا باغبان احساس کرد

در پی حفظ حریم خویشتن

مرد باید پشت در آید نه زن

هیچ دانی دختر خیرالبشر

از چه جای حیدر آمد پشت در

دید مولایش علی تنها شده

خانه اش محصور دشمن ها شده

بر دفاع شوهرش فردی ندید

بین آننا مردها مردی ندید

گفت باید پیش امواج خطر

یار بهر یار خود گردد سپر

من که تنها دختر پیغمبرم

پشت این در پیش مرگ حیدرم

فاطمه تنها طرفدار علیست

در هجوم دشمنان یار علیست

آن که باشد مرد این سنگر منم

اولین قربانی حیدر منم

چشم پوشیدم ز جان خویشتن

ای مغیره هرچه میخواهی بزن (دستت بشکنه به حق ابالفضل)

این در کاشانه این پهلوی من

این غلاف تیغ این بازوی من

من به جان زخم علی را می خرم

گو چهل نا مرد ریزد بر سرم

گر برآید شعله از کاشانه ام

یا که گردد قتلگاهم خانه ام

گر شود پرپر زجور قاتلم

غنچه نشکفته در باغ دلم

گر رود از ضرب سیلی هوش من

گوشواره بشکند بر گوش من

گر شوم با کوه آتش روبرو

یا رود مسمار در قلبم فرو

گر رسد در پشت در جان بر لبم

افتم از پا پیش چشم زینبم

گر شوم در لحظه سقط جنین

از جفای دشمنان نقش زمین

باز می گویم به آوای جلی

یا علی و یا علی و یا علی

 


در سوگ ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله


زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌هایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و افسانه‌ها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمال‌گرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.

ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

از این رو است كه فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی می‌دانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمی‌كرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را می‌آموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك می‌شود.

بنابراین بی‌دلیل نیست كه بعد از درگذشت ملكوتی ایشان، بشریت، سرگشته به دنبال مرهمی است تا زخم نبود روح بخش ایشان در عالم فانی التیام یابد. از این روست كه هر چه انسان برای درك حضرت فاطمه علیهاالسلام تلاش می‌كند، بركت آن بر خودش می‌تابد و این اصل وجودی نعمت فاطمه علیهاالسلام در دنیا است.

امروز هم شاهد تلاش انسان‌های پاكی هستیم كه به دنبال معنویت فاطمه علیهاالسلام در رفتار روزمره خود هستند و با تذكره و یادمان‌هایی سعی دارند آوای خوش چشمه كوثر را در یادشان زنده نگه دارند تا در بهشت، حاضر در خدمت ایشان باشند.

رسول اكرم صلی الله علیه و آله روایت نموده‌اند كه خدای متعال فرمود:

ای احمد! اگر تو نبودی آسمان و زمین را نمی‌آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی‌آفریدم و اگر فاطمه نبود، شما را نمی‌آفریدم.(یعنی شمایان رمز خلقتید)(1) از امام محمدباقر علیه السلام روایت شده است كه، ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام پنج سال بعد از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سن شریف آن بانو در هنگام وفات هیجده سال و هفتاد و پنج روز بود.(2)

فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی می‌دانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمی‌كرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را می‌آموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك می‌شود.

راز دل‌ غمین‌ فاطمه علیهااسلام

"شما ای‌ مردم‌ بر پرتگاه‌ آتش‌ بودید و از فرط‌ ذلت‌ نزد دیگران، همچون‌ جرعه ‌آبی‌ در دست‌ تشنه‌ كامی‌ یا لقمه‌ای‌ در دست‌ گرسنه‌ای‌ و یا چون‌ آتشی‌ كه‌ شخص‌ مستعجلی‌ از آن‌ برگیرد. شما لگدكوب‌ و پایمال‌ بودید و از آب‌ متعفن‌ با سرگین‌ شتر می‌‌آشامیدید و از برگ‌های‌ خاك‌مال‌ و علف‌ بیابان‌ می‌خوردید. ذلیل‌ بودید و زبون‌ می‌زیستید و هر آن‌ مضطرب‌ بودید كه‌ مبادا از این‌ سوی‌ یا آن‌ سوی‌ به‌ شما هجوم‌ آورند و به‌ اسارتتان‌ ببرند. شما این‌ بودید تا خداوند به‌ دست‌ محمد صلی الله علیه و آله با همه‌ آنچه‌ بر او گذشت‌ رهایتان‌ كرد. چه‌ سختی‌ها كه‌ نكشید و چه‌ شكنجه‌ها كه‌ ندید.

هرگاه‌ شاخی‌ از شاخ‌های‌ شیطان‌ و گردنكشی‌ از یارانش‌ سر بر می‌داشت‌ و فتنه‌ای‌ از مشركان‌ به‌ خونخواری‌ دهان‌ می‌گشود، او برادرش‌ علی علیه السلام را در كام‌ آتش‌ رقصان‌ آن‌ و در گلوگاه‌ خطر می‌افكند و او‌ نیز، تا مغز دشمن‌ را نمی‌كوفت‌ و آتش‌ سركش‌ فتنه‌ را به‌ آب‌ شمشیرش‌ خاموش‌ نمی‌كرد، آرام‌ نمی‌گرفت. در همه‌ این‌ مدت، علی علیه السلام در راه‌ خدا سختی‌ می‌كشید و به‌ آب‌ و آتش‌ می‌‌زد. در كار خدا از جان‌ مایه‌ می‌‌گذارد و همواره‌ به‌ رسول‌ خدا نزدیك‌ بود. در میان‌ دوستان‌ و سربازان‌ خدا وقف‌ راه‌ خدا بود و مدام‌ خود را به‌ مشقت‌ می‌انداخت. در دریای‌ رنج‌ فرو می‌رفت‌ و هرگز در راه‌ خدا به‌ ملامت‌ مردم‌ وقعی‌ نمی‌نهاد و به‌ ستوه‌ نمی‌آمد.

ولی‌ شما چه؟ در تمام‌ آن‌ روزها، در رفاه‌ و عیش‌ بودید، خوش‌ می‌گذراندید و زندگی‌ می‌كردید و بی‌درد بودید. هرگاه‌ درگیری‌ و نبرد پیش‌ می‌آمد، خود را كنار می‌كشیدید و ما را تنها می‌گذاردید و از جنگ‌ می‌گریختید.

"برای‌ تمام‌ كسانی‌ كه‌ می‌خواهند الهی‌ زندگی‌ كنند، فاطمه علیهاالسلام دفاع‌ از حریم‌ ولایت‌ را، زیباتر از هر كس‌ به‌ معرض‌ نمایش‌ گذارد. خطبه‌ غَرایش‌ در مسجد مدینه، گواه‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ بی‌نظیر آن‌ حضرت‌ است. مضامین‌ عالی‌ خطبه، اسلام‌ راستین‌ را معرفی‌ می‌كند و اهمیت‌ ولایت‌ و امامت‌ را روشن‌ می‌سازد.

... به‌ كجا می‌روید؟ چه‌ می‌كنید؟ هنوز پیكر پیامبر تازه‌ است؛ آیا می‌گویید كه‌ محمد مُرد و همه‌ چیز تمام‌ شد؟ هرگز!

... هان‌ می‌بینم‌ كه‌ اینك‌ باز زمین‌گیر شده‌اید و دل‌ به‌ تن ‌آسایی‌ و راحت‌ طلبی‌ و دنیا خواهی‌ داده‌اید و قصد همیشه ‌ماندن‌ در دنیا كرده‌اید و كسی‌ را كه‌ به‌ قبض‌ و بسط‌ كار حكومت‌ سزاوارتر است، دور رانده‌اید و با راحتی‌ و عیاشی، خلوت‌ كرده‌اید.

... بدانید اگر همه‌ شما هم‌ كافر شوید و به‌ حق‌ پشت‌ كنید، خداوند همچنان‌ ستوده‌ است‌ و احتیاجی‌ به‌ شمایان‌ ندارد.

و بدانید آنچه‌ را كه‌ اینك‌ گفتم؛ گفتم، در حالی‌ كه‌ می‌دانستم‌ هرگز یاوری‌ نخواهید كرد. ولی‌ آنچه‌ گفتم‌ راز دل‌ غمین‌ من‌ بود كه‌ در سینه‌ جمع‌ شده‌ و دود حزن‌ و اندوه‌ من‌ بود كه‌ در دل‌ خسته‌ام‌ متراكم‌ شده‌ و آه‌ آتش ‌افروزی‌ كه‌ از سینه‌ دردمند من‌ شعله‌ كشیده؛ تنها خواستم‌ با شما حجت‌ را تمام‌ كرده‌ باشم."(3)

پی‌نوشت‌ها:

1- مستدرك سفینة البحار؛ 3/334 .

2- الكافی؛1/457.

3- از سخنرانی‌ تاریخی‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا علیهالسلام در مسجدالنبی، ده‌ روز پس‌ از رحلت‌ پدر (برگرفته‌ از كتاب‌ "زندگانی‌ حضرت‌ فاطمه (س)"، نوشتهِ دكتر اسماعیل‌ حسینی).

+نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت11:23توسط اقای خاص | |

[تصویر: 84tywwojx0wzpoqlbf9.jpg]


آهنگ قديمي و بسیار زیبا رضا صادقی به نام "لبخند خدا" . . .

دانلود

+نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت21:31توسط اقای خاص | |

سلام دوستان خیلی وقت بود اپ نکرده بودم

خب یه بهونه پیدا کردم واسه اپ کردن

یه سوال تا حالا شده چند سال یه برنامه توی زندگیتون بکشید و وقتی به اجراش برسه یهو همه چی بشه بر خلاف شما؟


من الان اینطوری هستم

چند سال پیش با خودم یه برنامه بلند مدت طراحی کردم واسه کار وقتی فردا موقعیتش رسید در حالی که داشتم میرفتم با یه استخاره همه چی از هم پاشید

من: سلام اگه میشه یه استخاره برام بزنید

حج اقا: سه تا صلوات بفرستید

من: الهم صل علی محمد و ال محمد  الهم صل علی محمد و ال محمد الهم صل علی محمد و ال محمد

حاج اقا : پسرم اصلا خوب نیست اقدام نکن

بازم مث همیشه من تنهایی و بهم ریختن برنامه هام

شاید خدا خواسته

برام دعا کنید

+نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت23:35توسط اقای خاص | |

اين هم اهنگ جديد رضا صادقي با نام " معجزه " تقديم به مشكي پوشان عزيز.

ملودي از = بابك زرين

توضيح : اين ترانه + يك ترانه جديد ديگر بزودي از صدا و سيما بصورت تصويري (نماهنگ تصويري) پخش خواهد شد . . .

متن ترانه :
لبخند تو معجزست - معجزه كن دوباره
بزار دوباره مهتاب - رو خاك شب بباره
بزار كه خاك تشنه - نگاهتو بنوشه
شب با طلوع چشمات - وقت سحر بپوشه . . .
معجزه كن دوباره وقتي كه بيقرارم - وقتي كه بي حضورت آرامشي ندارم
تو لحظه هاي ترديد اسمه منو صدا كن - از اين سكوت دل گير قلب منو رها كن
با من بمون كه فردا سهم من و تو باشه - اندوه لحظه هامون با بودنت فنا شه
لبخند تو صدامو ميبره تا ستاره - دوباره شعله ور شد معجزه كن دوباره
تا انتهاي قصه همراه باش و هم پا - اي هم صداي ديروز با من بيا به فردا
يك لحظه يك ترانه با من بمون و سر كن - اين لحظه هاي تلخو با خنده بي اثر كن
با من بمون كه فردا سهم من و تو باشه - اندوه لحظه هامون با بودنت فنا شه
لبخند تو صدامو ميبره تا ستاره - دوباره شعله ور شد معجزه كن دوباره . . .

دانلود ترانه . . .

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت20:13توسط اقای خاص | |

کاش غصه تموم میشد

کاش گریه نمیکردم

من باعث و بانیشم

دنبال کی میگردم

تقصیر خودم بوده

هر چی که سرم اومد

از هر چی که ترسیدم

عینن به سرم اومد

تا حس منو دیدی

احساس خطر کردی

تا رازمو فهمیدی

دنیا رو خبر کردی

این حادثه تلخو

از چشم تو میدیدم

تو روی تو دنیا بود

من پشت تو جنگیدم


+نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت17:22توسط اقای خاص | |

عاقبت خواهم مرد....
نفسم می گوید وقت رفتن دیر است.....
زودتر باید رفت.....رازها را چه کنم؟
این همه بوی اقاقی که مشامم دارد
چشم هایم پرسه زنان کوچه ها را دیدند
خلوت و ساکت و سرد
یک به یک طی شده اند......
ای وای کوچه آخر من بن بست است
شوق دل دادن یک یاس به یک کاج بلند
شوق پرواز کبوتر بر سر ابر سفید
پاکی دست پر از مهر و صفای مادر
لذت بوسه یار زیر نور مهتاب....
این همه دوستی را چه کنم؟.....
عاقبت خواهم رفت عاقبت خواهم مرد...
همرهم چیست در این راه سفر؟؟؟
یک بغل تنهایی چند خطی حرف ناگفته دل حسرت شنیدن کلام نو
عاقبت خواهم مرد....
می دانم روز هجرت روز کوچ باورم نزدیک است....
دیر و زودش که مهم نیست باید بروم...
راحت جان که گران نیست باید طلبم....
بعد از من...
دانه ها را تو بریز پشت شیشه چشمها منتظرند
تو بپاش گرمی عاطفه ات را دستها منتظرند
من که باید بروم
اما تو بدان قدر خودت قدر پروانه زیبایت را
قدر یک یاس کبود و زخمی
قدر یک قلب و دل بشکسته
قدر یک جاده پیوسته
خوب می دانم مردنم نزدیک است حس پرواز تنم....
حس پرپر شدن ترانه های آرزوم...
تو بگو من چه کنم؟؟؟
با امیدی که به من بسته شده
با قراری که به دل بغض شده
با نگاهی که به من مست شده

تو بگو من چه کنم....من که باید بروم
من که سردم شده است با تماس دست سردت
من که بی جان شده ام بس گوش سپردم به صدای پر ز اوهام تو
اما دوستت دارم
پر پروازم ده تو بیا همسفرم باش بیا یارم باش
آسمان منتظر است روح من عاشق آبی آرام بلند است
تو بیا تا برسم من به این آبی خوشرنگ خیال

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت14:13توسط اقای خاص | |

من از دنیای بی تفاوتی فکر ها و حرف ها می ایم
دنیایی که به لانه ماران شبیه است.
دنیایی که پر از صدای پاهای مردمیست که در عین حال که تو را میبوسند
در ذهن خود طناب دار تو را می بافند

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت1:29توسط اقای خاص | |

ببين
اين گريه ي يه مرده
مردي كه گريه هاش ظهور درده
ببين
اين آخرين صداي اين بي صدا
شبخون كوچه گرده
قلب پاييزيه من باغ دلواپسيه
خوندنم ترانه نيست
هق هق بي كسيه

شب من با سفر تو
شب بیداد و عذابه
تو نباشي موندنه من
مثله پرواز تو خوابه
مرگ غرورمو ببين
زوال غمگين شعر و شكوفه و نوره
زوال قلبمو ببين
تنها تو مي بيني
چشمه,شب و زمين كوره

تو نباشي كي با اشكم فال خوب و بد بگيره
كي منو از سايه هاي اين شب ممتد بگيره
بي تو با اين در به در
هق هق شب گريه هاست
مرد غمگين صدا
بي تو مرد بي صداست

+نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت2:3توسط اقای خاص | |

ای خدا امشب بد جوری دلم گرفت گفتم این ترانه رو براتون بذارم امیدوارم خوشتون بیاد



دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه

یه عمره حال و روزه من همینه کسی به پایه گریه هام نمیشینه

بازم دلم گرفتو گریه کردم بازم به گریه هام میخندن

بازم صدای گریه مو شنیدم همه به گریه هام میخندن

دوباره یه گوشه می شینمو واسه دلم میخونم

هنوز تو حسرت یه همزبونم ولی نمیشه و اینو میدونم

دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه

یه عمره حال و روز من همینه کسی به پای گریه هام نمیشینه


بازم دوباره دلم گرفته دوباره شعرام بوی غم گرفته

کسی نفهمید غمم چی بوده دلیل یک عمر ماتمم چی بوده



بازم دلم گرفتو گریه کردم بازم به گریه هام میخندم

بازم صدای گریمو شنیدم همه به گریه هام میخندن


دوباره یه گوشه میشینمو واسه دلم میخونم

هنوز تو حسرت یه همزبونم ولی نمیشه و اینو میدونم

دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه

یه عمره حال و روز من همینه

کسی به پای گریه هام نمی شینه

+نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390ساعت2:24توسط اقای خاص | |